آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

401

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

در زمان سلطنت ولاش ، برصوما در دربار تقرب داشت و سفرى بقسطنطنيه كرد تا جلوس ولاش را رسما اعلام كند و هنگام مراجعت مأموريتى از طرف پادشاه به او محول و ناچار چندى براى تصفيه امور سرحد در نصيبين ماند و اين مأموريت را بهانهء جديدى قرار داد ، براى اينكه در انجمنيكه آكاس دعوت كرده بود ، حاضر نشود . معذلك مجمع مزبور در سلوكيه منعقد شد ، اما فقط دوازده اسقف در آن شركت كردند . بعضى از آنها مانند گابريل اسقف هرات از راه بسيار دور آمده بودند . سه قانون مهم در آنجا بتصويب رسيد و اصول مذهب نسطورى مذهب قطعى و منحصر عيسويان ايران شد . رهبانان را در اجراء مراسم دينى از رقابت با كشيشان منع كردند و بروحانيون قدغن نمودند ، كه نذر تجرد نكنند ، زيرا كه احتراز از زن فقط براى صومعه‌نشينان مجاز بود . اين تصميم اخير نيز قدمى در راه موافقت با مزداپرستان بود ، كه بسيار از عزوبت و تجرد متنفر بودند . برصوما بر حسب ميل پيروز « مثل همهء ايرانيان » زن اختيار كرد . براى اين مادهء سوم از تصميمات انجمن سلوكيه ، موجبات اختلافى نيز ذكر كردند و اهميت اين ماده سوم را كه تحريم تجرد باشد ، با دلايل بسيار بيان نمودند و گفتند : رسم قديم كه اجتناب از مزاوجت بود ، « باعث رواج فحشاء و منكر شده ، تير استهزاء بيگانگان را بجانب نصارى جلب مىنمود » . مقصود از بيگانه ايرانيان است .

--> آنقدر توانايى يافت ، كه توانست از اداى خراج امتناع ورزد . چنان كه ديديم پروكوپيوس از چهار سال سلطنت بلاش ذكرى نكرده است . در واقع چنين به نظر مىرسد ، كه ايران تا زمان خسرو اول خراجگزار هفتاليان بود . زيرا سكه‌هاى نقره از بلاش و كواذ و خسرو اول يافته‌اند ، كه روى آنها به خط كوشانى و هفتالى نوشته شده است و بنابر راى ماركوارت ( ايرانشهر ، ص 63 - 62 ) اين سكه‌ها براى تأديه خراج هفتاليان ضرب مىشده است . مقايسه شود با كتاب يونكر راجع بمسكوكات هفتاليان ، گزارش آكادمى پروس ، 1930 ص 656 و ما بعد .